شهمردان بن أبى الخير رازى
6
روضة المنجمين ( فارسى )
باب اوّل : اندر صورت و وضع اعداد و مرتبها و دانستن مرتبها كى چند است . اما صورت نهگانه برين رقم است . 1 2 3 4 5 6 7 8 9 يكى دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه و چون رقم دون العشرات معلوم شذ به وضع مرتبها بگردذ چنانك مرتبهء اوّل يگان بوذ تا نه و دوم دهگان بوذ تا نوذ . و سوم صذگان بوذ تا نهصذ و چهارم هزارگان تا نه هزار . و پنجم ده هزارگان [ تا نود هزار ] . و هم برين قياس و نسق همى فزايد ، و هر آن مرتبه كى ( 6 ) خالى بوذ بجايگاه او صفرى بنهند برين مثال 0 يعنى كى اندرين مرتبه هيچ نيست لكن از بهر وضع ديگر مرتبها به كار بايذ و الّا يك مرتبه بازپس افتذ . مثالش : عددى ديذيم برين گونه 2106 در مرتبهء چهارم دو بوذ ، گفتيم دو هزارست . و در مرتبهء سوم يكى ، صذ [ باشد ] و در مرتبه دوم صفر ، هيچ ، و در مرتبه اوّل شش باشذ دو هزار و صذ و شش و اگر صفر نبوذى دويست و شانزده گشتى و از بهر آسانى خواندن را ابتدا [ ء ] از آخر بايذ كردن ، چه در عبارت پارسى ، بيشتر فراپيش دارند . و بدانك مرتبه مطلق چهار دارند « 1 » . آحاد و عشرات و مائين و الوف و هرچ از پس اين بوذ مكرّر باشذ چون عشرات الوف و مائين الوف كى مركّباند از دو مرتبه و اندر وضع و شمردن اعداد الوف همچون عشرات است بر آحاد چنانك چون چند عدد نهاذه بوذ و خواهى كى بدانى تا چندست بذين مرتبهاى سهگانه ببايذ شمردن چون آحاد و عشرات و مائين و الوف ، و چون از الوف بگذرد چهارم عدد را نشان كنى تا معلوم بوذ كى يك مرتبه رفت و همچنين تا به آخر مرتبها . پس اگر به چهار مرتبه بشمارى چهارم مكرّر شوذ با الوف و آحاد . مثالش : 4 5 7 8 ؟ ؟ 0 3 2 ؟ ؟ 7 0 9 ؟ ؟ 1 بمرتبه سهگانه بشمرديم و چون نوبت بآحاد همىرسيذ نشان كرديم پس زير 19 سه يافتيم بعدد ، هريك هزار برگرفتيم [ و گفتيم ] نوزده هزار هزار هزارست و باقى هم برين قياس
--> ( 1 ) . نسخه تهرانى و ملك : « چهاراند »